الان که دارم اینارو تایپ میکنم برا اینکه یه روز تنها عشقم بیاد اینجا بدونه چقدر ناراحتم
شاید اون زمون من باشم شاید نباشم کسی خبر نداره که از آینده
الان 2باره دارم اینارو تایپ میکنم وقتی تایپ کردم تموم شد داشتم با تلفن در مورد یکی از بناها که سرکار گذاشته با شرکت زمزم میحرفیدم که نمیدونم چی شد برق سیستم قطع شد و کل نوشته ها پاک شدن
امروز گلمو دیدم بش اس دادم اما اصلا جوابمو نداد,بخدا قسم دارم دیوونه میشم آخه چرا مگه چیکار کردم ,باید چیکار کنم دیگه
از زندگی خستم از اینکه تنها عشقت تمام زندگیت حتی حاظر نباشه جواب استو بده یا یه بارم که شده بیاد اینجا ببینه چقدر ناراحتم ....خستم ,دیگه بریدم,کاش مردن راحت بود ,
سر نماز کلی گریه کردم,بخدا خودمم نمیدونم چیکار کردم که حاظر نیست جواب اسمو بده دیگه خسته شدم
آخه چقدر بگم گلم طاقت ندارم بخدا طاقت ندارم, اگه قراره بدون زهرا زندگی کنم همون بهتر بمیرم
اصلا زندگی برام مفهومی نداره,بخدا دارم از ناراحتی دق میکنم آخه چرا جوابمو نمیده
میدونه چقدر دوسش دارم,خدایا بسه
مگه چیکار کردم ,من حتی طرز نگاه طرز رفتار همه چیو مراعات میکنم فقط به گلم نگاه میکنم
چون فقط اونو دوس دارم
آخه چرا, خدایا خودت کمک کن دیگه بریدم طاقت ندارم تنها گلم جوابمو نده
عزیز دلم کجایی؟.gif)
ای کوه پرغرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی, عاشق با تو بودنم
نظرات شما عزیزان:
محسن 
ساعت21:58---5 آذر 1392
بابا خودتو ناراحت نکن درست میشه
حذف کردم,کدشودادم از بچه ای قدیم اگه خواستن بیان اینجا
زیاد وقت نیست
سعی میکنم
یعنی باهاش حرف نزدی ؟ پاسخ:دیگه به مردن راضیم
|