امروز15 مهر
با اینکه سر کلاسها عشقمو میبینم اما هیچی از دلتنگیم کم نمیکنه
خدایااا خودت که می دونی چقدر دوسش دارم چرا یه کاری نمیکنی با هم باشیم
خدایا خودت می دونی تنهام ودلتنگشم اما کجایی دستمو بگیر خودت بلندم کن
خسته ام یه کسی رو نداری یه اس بده تا دلت باز شه یا به کسی اس بدی
دلت دیگه دلتنگ نباشه با خدام که میحرفم عشقمو یه کاریش بکن
نمیدونم صدامو میشنوه یا نه خیلی ذلتنگ عشقم هستم
شاید باور کردنش سخته اما من چون نمی تونم به عشقم اس بدم یا بزنگم
دیگه اس یا زنگ کسیو جواب نمیدم همیشه منتظر اس اون هستم حی گوشیمو
نگاه میکنم تا شاید شمارش افتاده باشه اما دریغ البته زمانیم که اس میده دعوا داره
یا عصبیه ازم البته حقم داره آخه یدفعه که اس میدم دیگه طاقت نمیارم
دلم آشوب میشه نمیدونم شاید خدا صلاح میدونه تا ناراحتش نکنم
اما عشقمم میدونه همیشه دلتنگشم همیشه
کاش خدا یه کاری میکرد اونم یکم دوسم داشته باشه تا به هم برسیم
وبا هم باشیم
نمیدونم...
عزیز دلم زهرا همیشه دلتنگتم میدونی که چقدر دوست دارم
حتی نمیدونم کی به وبم اومده یا میاد یا نه.
نظرات شما عزیزان:
علی 
ساعت22:29---15 مهر 1392
سلام از وبت بازدید کردم چندتا از مطالبتو خوندم واقعا قشنگن یه سری حرفا هست که آدمو آتیش میزنه یعنی احساس میکنی یه دوره از عمرت میان جلو چشمت. بعضی هاشو که خوندم کم آوردم نتونستم بخونم. راستی اگه دوست داشتی به وب منم سری بزن خوشحال میشم
|